خرید بک لینک

آن که دانست زبان بست ،
وان که می گفت ، ندانست ...
چه غم آلوده شبی بود !
وان مسافر که در آن ظلمت خاموش گذشت
و برانگيخت سگان را به صدای سم اسبش بر سنگ

بی که يک دم به خيالش گذرد
که فرود آيد شب را ،
گويی
همه رويای تبی بود .
چه غم آلوده شبی بود !



برچسب: نویسنده: نارنیا تاريخ: شنبه 4 شهريور 1391 ساعت: 11:23

صفحه بندی